پانیساپانیسا، تا این لحظه: 5 سال و 10 ماه و 7 روز سن داره

پانیسا

من و محمد صاحب دو فرشته زیبا به نام پرهام و پانیسا هستیم

حاملگی

حاملگی پانیسا جون ، بسیار حاملگی خوبی بود ، فقط یه کم ترسناک بود . قصد بارداری نداشتم ولی زمانی که فهمیدم خیلی خیلی خوشحال شدم . ولی ترسناک از این بابت که همزمان با شیوع کرونا بود و من از این بابت واقعا می ترسیدم.  ولی خدا رو شکر اداره بهم دورکاری داد و من تقریبا کل دوران بارداری رو توی خانه بودم . در این مدت همش غذاهای خونگی خوردم و حسابی استراحت کردم . زمانی که فهمیدم باردارم ، خوشحالی پرهام ، داداش پانیسا کوچولو ،  قابل توصیف نبود و در طول مدت بارداری هم خیلی هوای منو داشت . به نظرم از همه بیشتر پرهام خوشحال شد . محمد هم خوشحال بود و مثل همیشه هوای منو داشت.
8 اسفند 1399

اینستا یا نی نی وبلاگ

سلام ، سلام ، صد تا سلام دوست داشتم این وبلاگ رو خیلی زودتر راه اندازی کنم ولی دودل بودم که اینجا خاطرات پانیسا رو بنویسم یا اینستا . یه پیچ اینستا راه انداختم ولی به دلم ننشست ، اونجا همه هستن و راحت نبودم . اینجا راحت ترم و تصمیم قطعی گرفتم که بیام اینجا و مرتب از خاطرات روزانه پانیسا بگم .  امیدوارم  بتونم اینقدر این خاطرات رو ادامه بدم تا زمانی که پانیسا بزرگ بشه و خودش ادامه اونو بنویسه . به امید خدا
8 اسفند 1399
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به پانیسا می باشد